قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
445
تاريخ نگارستان ( فارسى )
[ 749 - وصف مخبر السلطنه نادر و كريمخانرا ] 749 من الحوادث مخبر السلطنهء هدايت در تاريخ خود گويد : نادر و كريمخان آشفتگى كشور را بوجهى بسامان آوردند و بهمينجا قناعت كردند و فرصت توجه بمعارف و صنايع نيافتند . نوبت به آقا محمد خان قاجار رسيد طايفهء گوسفندچران يا شتربان نوبت يافتند آققوانلو بيشتر گوسفند سفيد داشت و قراقوانلو گوسفند سياه ليك در سياست وقت ، سفيد از سياه تشخيص نميدادند در كشوردارى همان زاكان تركمنى را استوار مىداشتند . وقتى كامران ميرزا از حاج بهاء الدوله ساسان ميرزا نوهء فتحعلى شاه نسب قاجاريه را پرسيد گفت ما از اولاد شاه قلى دودكچى هستيم كه در مهمانيها سرنا ميزده . اعتماد السلطنه قاجاريه را باشكانيان مىرساند و گويد : از زمان امير تيمور خانان اين طايفه از كاركنان هردولت بودهاند . غازان خان ولايت سرتاق را بقاجار نويان داد و اسم قاجار از آن روز بر اين طايفه ماند . حسن بيك آق قوانلو با صفويه قرابت پيدا كرد مادر شاه اسماعيل اقچه قوانلو بود . قاجار نژاد تركاند سه طايفه بودند سلدوس ، تنكقوت ، جلاير . طايفهء سلدوس بايران نيامدهاند ، تنگقوت اندكى بوده بمغل پيوستهاند ، جلاير در ايران پراكنده شدهاند و در رديف قاجار معروف ، قاجاريه دولو كه شتر داشتهاند و قوانلو كه گوسفند - چران بوده بخش مىشدهاند . در هنگامى كه قاجاريه در قلعهء مباركآباد تركستان مىنشستهاند گروهى كه در فراز قلعه سكنى داشتند ايشان را يوخارىباش و آنان كه در نشيب قلعه بودند اشاقهباش ميگفتهاند و در تواريخ نام ايشان مذكور است و دولونامىست كه در اواخر پيدا شده است . قاجار شام بياتى را در سال 652 هلاكو بشام برد امير تيمور باز ايشان را بايران آورد و برخى را بگرگان ( استراباد ) و برخى را در گنجه سكنى داد . شاه عباس اول گروهى را باستراباد و مرو آورد و گروهى را بقزوين . در زمان سلطانحسين رياست استراباد به فتحعلى خان پسر شاه قلى قوانلو رسيد . پس از غلبهء افغانان طهماسب بمازندران رفت وى وكيل دستگاه شد در محاصرهء مشهد بتحريك نادر شاه بسال 1139 هجرى كشته شد . محمد حسن خان طفل بود و متوارى بروزگار نادر شاه باسترآباد آمد شكست خورده پس از نادر مراجعت كرد . نقل است هنگامى كه فخر الدين خان وزير محمد شاه خزانه را از نظر نادر شاه ميگذرانيد نادر شاه گفته بود اين جواهر و نقود بقاجاريه خواهد رسيد در آن وقت محمد حسن خان را را تركمانان از خود دور كرده بودند و با دو چاكر و سه اسب و بازى بيابانى شده بود اسبها را خوردند و چاكران مردند محمد حسن خان چالى كنده كه در آن چال جهان را بدرود گويد مقارن آن حال سوارى رسيد و خبر مرك نادر شاه را آورد خان او را مژدهء سرورى ميدهد . آقا محمد خان در مشهد در زندان بود كه على قليخان از هرات بمشهد آمده او را